تبلیغات |
به نام عشق
وبلاگ شخصی مداح اهلبیت سید محسن بنی فاطمی
یکشنبه 7 اسفند 1390 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی ![]() با سلام خدمت رفقا با توجه به نزدیك شدن ایام فاطمیه و شهادت مادر سادات گلچینی از برنامه های اجرا شده آقا سید رو براتون گذاشتم حتما دانلود كنید و اگه اشكی ریخته شد ما رو فراموش نكنید - روضه حضرت زهرا 1 - روضه حضرت زهرا 2 - روضه حضرت زهرا 3 - صحبت های آقا سید و روضه بی بی - ز قبر فاطمه بوی عجیب می آید - صحبت های سید محسن 1 - صحبت های سید محسن 2 - ای پیش پرواز كبوتر های زخمی ( بچه های شهدا حتما دانلود كنند) - بانوی بی نشان زهرا یا فاطمه - اینقدر عذابم نكن - خدا میدونه دل من - دلم و نشكن - بگذار زیر پای تو نقاشیم كنند - حسین دوست دارم كه كودك دلم التماس دعا نوع مطلب : برچسب ها : دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی این سفره رنگ رنگ مال خودتان آرامش بعد جنگ مال خودتان شیرینی مرگ سهم من از دنیاست این زندگی قشنگ مال خودتان !
تو باور پرواز نداری انگار بال و پر پرواز نداری انگار یك عمر تحملت نمودم كافی است ! ای سر! سر پرواز نداری انگار
دفتر...خودكار...شوق انشایی سبز... جغرافی زندگی...جهت هایی سبز... ناگاه صدای توپ...بازی؟نه ! جنگ... خون ریخت به دستان الفبایی سبز! نوع مطلب : برچسب ها : دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی در جشن عروسیت عزا می رقصید خون با همه ی ترانه ها می رقصید دستان حنا بسته جدا افتادند خاكستر حجله در هوا می رقصید!
تا حضرت خورشید صدا كرد تو را دل پر زد و از قفس رها كرد تو را با خاك عجین شدی و ایمان دارم از سجده نمی توان جدا كرد تو را
می خواهد از این سكوت آزاد شود در سبز ترین حنجره فریاد شود این مرد كه در خون وخطر می رقصد یك روز قرار بود داماد شود نوع مطلب : در محضر لاله ها ، برچسب ها : دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی هم مداح بود هم شاعر اهل بیت (ع ).می گفت: ))شرمنده ام كه من با سر وارد محشر شوم واربابم بی سر وارد شود ؟)) بعد شهادت وصیت نامه ش رو آوردند . نوشته بود قبرم رو توی كتابخانه المهدی كندم . سراغ قبر كه رفتند دیدند به هیكلش كوچیكه . وقتی جنازش اومد قبر اندازه ی اندازه بود . اندازه ی تن بی سرش . منبع :كتاب شهید شمع تاریخ است . شیر علی سلطانی ص 13 شهید حاج شیر علی سلطانی مسئول تبلیغات تیپ امام سجاد (ع )فارس نام پدر : امیر تولد :1327-شیراز محله كوشك قوامی شهادت :2/1/1361 غرب شوش –عملیات فتح المبین محل دفن :كتابخانه مسجد المهدی شیراز نوع مطلب : در محضر لاله ها ، برچسب ها : دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی بعد از 16 سال جنازش رو آوردند .خودم توی گلزار شهدای قم دفنش كردم .عملیات كربلای 4 با بدن مجروح اسیر شد .برده بودنش بیمارستان بغداد. همونجا شهید شده بود با لب تشنه. بعد این همه سال هنوز سالم بود.سر صورت محاسن از همه جا تازه تر . یاد شبای جبهه و گردان تخریب افتادم. بلند می شد لامپ سنگر رو شل می كرد همه جا كه تاریك می شد شروع می كرد به خوندن (حسینم وا حسینا )می شد بانی روضه امام حسین .آخر مجلس هم كه همه اشكاشون رو با چفیه پاك می كردند محمد رضا اشكاشو می مالید به صورتش . دلیل تازگی صورت و محاسنش بعد از 16 سال همین بود.اثر اشك امام حسین علیه السلام. راوی :حاج حسین كاجی از گردان تخریب لشكر 17 علی بن ابیطالب شهید محمد رضا شفیعی گردان تخریب لشكر 17 علی بن ابیطالب نام پدر :حسین تولد :1346 قم مجروحیت و اسارت در كربلای 4 شهادت در بیمارستان بغداد 4/10/1365 بازگشت پیكر :14/5/1381 محل دفن :گلزار شهدای علی ابن جعفر قم .قطعه 2 ردیف 14 شماره 1
![]() نوع مطلب : در محضر لاله ها ، برچسب ها : دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی دنیا به دور شهر تو دیوار بسته است هر جمعه راه سمت تو انگار بسته است كی می رسد فرج كه تكانی دهم به خویش نوع مطلب : شعر انتظار، برچسب ها : دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی خالی شد از نبودن تو زیر پای من قحط امید آمده بین صدای من پژمردگی نرفته هنوز از قنوتهام شاید قرار نیست بگیرد دعای من شیرین هم از شنیدنشان ترش می كند وقتی كه نیست شور تو در شعرهای من باید برای بال و پرم آسمان شوی یا بالهای تازه بسازی برای من نه می شود كه زودتر از این پرنده شد امضاء شود اگر سفر كربلای من آنجا شنیدنی است دم روضه های تو غرق حسین می شود آقا بیای من هم ناله با حسین شوم تا دم فرات سقای من برادرم من با وفای من نوع مطلب : شعر انتظار، برچسب ها : دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی تا لحظه ی ظهور شما گریه می كنم در روبروی آینه ها گریه می كنم یك روز در غریبی تان ذوب می شوم یعنی تمام داغ تو را گریه می كنم هر جمعه از شروع سحر با نبود تو یك ریز تا نماز عشاء گریه می كنم رنگ تمام زندگیم جور دیگری است در سایه ی نگاه تو تا گریه می كنم هر چند كم شبیه تو در گوشه دلم من هم برای كرببلا گریه می كنم دارد غروب می شود اما نیامدی یا می كنی طلوع و یا گریه می كنم این جمعه هم نیامدی و قول میدهم تا جمعه ظهور شما گریه می كنم نوع مطلب : شعر انتظار، برچسب ها : دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی
نوع مطلب : حکایات و روایات، برچسب ها : دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی
نوع مطلب : از چشمه ی معرفت، برچسب ها : دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی بر صورت گلبرگ مادر ناگهان زد با دست سنگین و سیاهش بی امان زد دست پدر را بست بعدا با غلافی تا لحظه زخم شكست استخوان زد دست از سر پهلوی او هم بر نمی داشت ناباورانه تا نفس تا داشت جان زد طوفان تمام یاسها را برد و جایش بر پیكر آلاله خیزش ارغوان زد تا هفته ها تا ماهها تا روز آخر بر آسمان بازویش رنگین كمان زد گرمی جمع كوچك ما را گرفتند نفرین به چشم كینه ای كه چشممان زد نوع مطلب : اشكواره، برچسب ها : درباره وبلاگ مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ نویسندگان برچسبها ![]() آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
|||||||||||||