تبلیغات
به نام عشق - شب بود و چشم خفتگان در خواب خوش بود
 
به نام عشق
وبلاگ شخصی مداح اهلبیت سید محسن بنی فاطمی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید محسن بنی فاطمی
نظرسنجی
نظر شما نسبت به مطالب وبلاگ چیست ؟






شب بود و چشم خفتگان در خواب خوش بود

بیدار مردى اشك چشمش، آب خوش بود

در خاك پنهان كرده خونین لاله اش را

آزرده جسم یار هجده ساله اش را

اشكش به رخ، چون انجم از افلاك مى ریخت

بر پیكرِ تنهاامیدش، خاك مى ریخت

در ظلمت شب، بى صدا چون شمع مى سوخت

تنهاى تنها، بى خبر از جمع مى سوخت

گویى كه مرگ یار را باور نمى داشت

از خاك قبر همسرش، سر برنمى داشت

مى خواست كم كم گم شود در آسمان، ماه

چون عمر یارش، عمر شب را دید كوتاه

بوسید در دریاى اشك دیده، گِل را

برداشت صورت از زمین، بگذاشت دل را!

بگذاشت جانش را در آن صحرا، شبانه

با پیكرى بى جان، روان شد سوى خانه

آن جا كه خاكش را به خون آغشته بودند

هم آرزو، هم شادیش را كشته بودند

آن جا كه جز غم هاى دنیا را نمى دید

در هر طرف مى گشت و زهرا را نمى دید...

دوش آن تن آزرده را مولا چو برداشت

با جان خود مخفى درون خاك بگذاشت

خون دلش با اشك چشمش در هم آمیخت

از پهلوى زهراى او خونابه مى ریخت

 



نوع مطلب : اشكواره، 
برچسب ها : شعر، شعرآیینی، شعرفاطمی، مرثیه، حضرت زهرا سلام الله علیها، فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 1 خرداد 1396 09:25 ب.ظ
Your style is so unique in comparison to other folks I have read stuff from.
Thanks for posting when you've got the opportunity, Guess I will just book mark this blog.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی