تبلیغات
به نام عشق - نشسته ام بنویسم که بال یعنی تو
 
به نام عشق
وبلاگ شخصی مداح اهلبیت سید محسن بنی فاطمی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید محسن بنی فاطمی
نظرسنجی
نظر شما نسبت به مطالب وبلاگ چیست ؟






نشسته ام بنویسم که بال یعنی تو

عروج کردن سمت کمال یعنی تو

نشسته ام بنویسم تصورت هیهات

فراتر از جریان خیال یعنی تو

محبت تو همان آینه است و مهرت آب

تو آب و آینه ای پس زلال یعنی تو

زبرگهای تو بوی رسول می آید

گل محمدی بی مثال یعنی تو

مسیر رد شدنت را کسی نگاه نکرد

جمال زیر نقاب جلال یعنی تو

 

تو نور و نور علی نور و خالق النوری

تو از تصور خاکی نشین ما دوری

 

تو آن دعای رسولی که مستجاب شدی

برای خانه ی خورشید آفتاب شدی

یگانه دختر احمد شدن مراد نبود

برای ام ابیهایی انتخاب شدی

تو مرتضی نشده این همه صدا کردی

تو مصطفی نشده صاحب کتاب شدی

علی به پای تو شد ذره ذره آب و سپس

تو هم به پای علی ذره ذره آب شدی

تو عادلانه ترین فیضی و دو تا نه سال

نصیب روح نبی و ابو تراب شدی

 

تو آفتاب رسولی و آسمان علی

تو روح سینه ی پیغمبری و جان علی

 

شب سیاه بگیرد تمام دنیا را

اگر ز خلق بگیرند نام زهرا را

هزار سال به جز آستانه ی کرمت

نبرده ایم در خانه ای تمنا را

زروی عاطفه خوابت نمی برد شبها

اگر روا نکنی حاجت گدا ها را

قرار نیست به نان مدینه لب بزنی

ز سفره ات نگرفتند رزق بالا را

برای آنکه مقام تو را نشان بدهند

نموده اند فراهم بساط فردا را

دل رسول خدا را اسیر درد مکن

مگیر از سخن خویش لفظ بابا را

 

بگو پدر که نبی را حیات می بخشی

ز درد و غصه دلش را نجات می بخشی

 

زمین بدون نگاهت تب بهار نداشت

شبیه کوه بلندی که آبشار نداشت

بعید نیست ببخشی همه قیامت را

نمی شود ز تو اینگونه انتظار نداشت

دعای پشت سر تو مراد مولا بود

وگرنه هیچ نیازی به ذوالفقار نداشت

بهشت منزل توست این همه طلب دارد

وگرنه هیچ کسی با بهشت کار نداشت

دوازده نخ وصله به چادرت دیدند

به ساده زیستی ات عمر روزگار نداشت

همه جهیزیه ات بود چند ظرف گلین

تجملات برای تو اعتبار نداشت

 

شب عروسی خود یاد قبر افتادی

شکوه رخت نوات را به سائلی دادی

 

بهشت هستی و عطر معطری داری

همیشه آب و هوای مطهری داری

به نیمی از نفست انبیا بزرگ شدند

تو از قدیم دم ذره پروری داری

صحیفه ی تو تماما تنزل وحی است

از این لحاظ تو قرآن دیگری داری

یتیم مکه بدهکار مهربانی توست

تو گردن پدرت حق مادری داری

یگانه علت غایی خلقتی ، زین رو

تو با تمامی خلقت برابری داری

 

ظهور ظاهرت انسان و باطنت حوراست

ولایتی که تو داری ولایت کبری است

 

نبینم از نفست آه آه می ریزی

شبیه برگ گلی گاه گاه می ریزی

تو دست و سینه وپهلو می آوری داری ...

به پای شیر خدایت سپاه می ریزی

میان این همه درگیری ای شکسته غرور

به دست بسته ی مولا نگاه می ریزی

چقدر فکر حسینی ، به فکر گودالی

چقدر اشک بر این بی پناه می ریزی

صدای کشته ی گودال را بلند مکن

به گیسویی که کف قتلگاه می ریزی



نوع مطلب : مدایح علوی، 
برچسب ها : شعر، شعرآیینی، شعرفاطمی، مدح، حضرت زهرا سلام الله علیها، تولدحضرت زهرا سلام الله علیها،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 11 شهریور 1396 07:57 ب.ظ
I think the admin of this web page is truly working hard in support of his site,
for the reason that here every stuff is quality based stuff.
سه شنبه 29 فروردین 1396 06:53 ق.ظ
Attractive component of content. I just stumbled upon your site and in accession capital to say
that I acquire actually enjoyed account your blog posts.
Any way I'll be subscribing to your augment and even I success you get
entry to constantly rapidly.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی