تبلیغات |
به نام عشق
وبلاگ شخصی مداح اهلبیت سید محسن بنی فاطمی
دوشنبه 1 اسفند 1390 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی آن روز كمی ترانه كم بود كه تو... یك حس كبوترانه كم بود كه تو... میدان نبرد...مین...گلوله...تشویش... یك مرد دراین میانه كم بود كه تو... سرهای بریده... دست و پاهای جدا ... خورشید جنوب...مشك خشك سقا... كارون
كارون تشنگی یارانم یك ذره كوچك است از كرببلا امروز كه انتهای دنیای من است آغاز تمام آرزوهای من است بی سر ...پهلو شكسته...لب تشنه...غریب... اینگونه شهادتی تمنای من است نوع مطلب : در محضر لاله ها ، برچسب ها : شهید، شهادت، دفاع مقدس، شعر حماسه، شهدا، دوشنبه 1 اسفند 1390 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی امروز امید
دل تنگی
هستی در متن
عروج سرخ
رنگی هستی
آغوش برای
اشتیاقم وا
كن ای آب
! چه تابوت
قشنگی هستی
نوع مطلب : در محضر لاله ها ، برچسب ها : شهدای غواص، شهید، شهدا، دفاع مقدس، فاو، والفجر 8، دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی گمنامی او به گونه ای دیگر بود .او در غربت عجیبی به شهادت رسید . پیكرهای شهدای والفجر 9 به شهرستان بجستان آمد . تمامی
شهدا توسط خانواده هایشان تشییع و تدفین شد . اما یك شهید هنوز مانده ! كسی برای
تحویل پیكر او اقدام نكرده ! او از بجستان در خراسان جنوبی اعزام شده اما هیچ آدرس یا
نشانی ندارد . غربت و گمنامی او خیلی عجیب است . یعنی خانواده ی او كجا هستند . تلاشها ادامه داشت تا اینكه بچه های بسیج بجستان او را
شناسایی كردند. نام او رجب غلامی افغانی ، از اتباع افغانستان بود .او در زیر این
آسمان هیچكس را نداشت .خانواده اش را در
جنگ افغانستان از دست داده بود . تنها كسی كه او را بهتر از بقیه می شناخت یك شاطر نانوا در
یكی از محله های شهر بود . ایشان می گفت : رجب چند سال قبل به ایران آمد . در
نانوایی من كار می كرد . شبها همانجا می خوابید . ادامه مطلب نوع مطلب : در محضر لاله ها ، برچسب ها : شهید، شهدا، دفاع مقدس، روایتگری، دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی سلام بر آنهایی كه از نفس افتادندتا ما ز نفس نیفتیم
. قامت راست كردند تا ما قامت خم نكنیم . به خاك افتادند تا ما به خاك نیفتیم وسلام بر آنهایی
كه رفتند تا بمانند و... نوع مطلب : در محضر لاله ها ، برچسب ها : شهدا، شهید، دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی به فرزندان شهیدی كه در حسرت نوازشهای پدر سوختند لبخند وجنون و استخوان و چمدان باران دو چشم منتظر در باران در دفتر مشق خویش كودك می سوخت بابا آمد نه
آب آورد نه نان... نوع مطلب : در محضر لاله ها ، برچسب ها : شهدا، شهید، دفاع مقدس، شعر، حماسه، شعر دفاع مقدس، دوشنبه 12 دی 1390 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی رفتی سبد سبد گل پرپر بیاوری كنج كدام خاطره جا مانده غربتت این قطعه خاك ، بوی ملائك گرفته است می شد كه در مسیر رهایی شكوفه داد از پشت خاكریز ، نه از پشت میز ها زخمی ترین نشانهی پرواز در تو بود نوع مطلب : در محضر لاله ها ، برچسب ها : شهدا، شهادت، دفاع مقدس، شهید، شعر دفاع مقدس، طلائیه، جمعه 29 مهر 1390 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی سلام بر آنهایی كه از نفس افتادندتا ما از نفس نیفتیم
. قامت راست كردند تا ما قامت خم نكنیم . به خاك افتادند تا ما به خاك نیفتیم وسلام بر آنهایی كه رفتند تا بمانند و... ندیدم آینه
ای چون لباس خاكیها به عشق زنده
شدن، «عند
ربِهم» بودن دلیل
غربتشان، اهلِ خاك بودنِ ماست زمین چقدر حقیر است ، آی خاكیها! نوع مطلب : در محضر لاله ها ، برچسب ها : شهدا، شعر، شعر شهدا، شعر دفاع مقدس، شهید، بسیج، جهاد و شهادت، شنبه 23 مهر 1390 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی انشام دوباره بیست بابای گلم !!! موضوع :(كسی كه نیست) بابای گلم دیشب زن همسایه به من گفت: یتیم معنای یتیم چیست بابای گلم !!!
اشك و تب و سوز بوی بابا دارد این جا شب و روز بوی بابا دارد شاید كه نرفته است مادر ! به خدا – این چفیه هنوز بوی بابا دارد !!!
یك دختر و آرزوی لبخند كه نیست یك مرد – پر از كوه دماوند – كه نیست یك مادر گریان كه به دختر می گفت : بابای تو زنده است هر چند كه نیست !!! نوع مطلب : در محضر لاله ها ، برچسب ها : شهدا، خاطرات، شهید، شهید گمنام، شعر دفاع مقدس، دفاع مقدس، بسیجی، بسیج، رزمندگان، جهاد وشهادت، حماسه، شهدای دانش آموز، درباره وبلاگ مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ نویسندگان برچسبها ![]() آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
|||||||||||