تبلیغات
به نام عشق - مطالب ابر مدح
به نام عشق
وبلاگ شخصی مداح اهلبیت سید محسن بنی فاطمی

مولای ما نمونهء دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم

این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است

هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است

 

این شعر استعاره ندارد برای او

تقصیر من که نیست برابر نداشته است

 

 





نوع مطلب : مدایح علوی، 
برچسب ها : شعر، شعر آیینی، مدح، مدایح، سید حمید رضا برقعی،

همسایه سایه ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی

تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم می کشد مرا

بی اختیار سمت حرم می کشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل می کند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست میدهد

در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع

روشن کننند هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست

خونین تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم

داریم افتخار که همشهری ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می شویم

وقتی که با ملائکه همگام می شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات

مردان شهر نوکر و زن ها کنیز هات

زیبا ترین خاطره هامان نگفتنی ست

تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست

باران میان مرمر آیینه دیدنیست

این صحنه در برابر آیینه دیدنیست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است

یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم

جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است

چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف های خود اصرار میکنم

در مثنوی و در غزل اقرار میکنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم

عمریست محو او به تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست

ما روبروی پهنه ی دریا نشسته ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است

باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما،بیا

ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم

مربع

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان

از دست ما چه ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می شوم

روزی که زیر پای شما خاک می شوم...

 





نوع مطلب : مدایح علوی، 
برچسب ها : شعر علوی، مدح، شعر، شعر آیینی، سید حمید رضا برقعی،

سرتاسر مدینه پر از شوق و شور بود
لبریز از طراوت و غرقِ سرور بود

 

از آسمان شهر پیمبر در آن پگاه
صد آسمان ملائكه گرم عبور بود

 

وقت نزولِ سوره‌ی یاسین و هل أتی،
هنگامه‌ی تجلی آیات نور بود

 

بال فرشته فرش قدمهای آفتاب

روبند ماهتاب ز گیسوی حور بود

 

عطر بهشت از نفس باغ می چكید
تا اوج عرش زمزمه های حضور بود

 

عالم از عطر یاس مدینه معطر است
پیوند آسمانی زهرا و حیدر است

 

می خواستند تا كه بمانند یار هم
همدل ترین و هم نفس روزگار هم

 

بی زرق و برق ، ساده‌ی ساده شروع شد
پیوند آسمانی شان در كنار هم

 

«سرمایه های اصلی شان مهر و عاطفه
بی اعتنا به ثروت و دار و ندار هم»

 

 بر اعتماد شانه‌ی هم تكیه داشتند
سنگ صبور یكدگر و راز دار هم

 

بودند هر پگاه دل انگیزتر ز عشق
گرم طلوع روشنِ خورشید وار هم

 

چشم بد از جمال دو خورشید دور باد
چشم حسودِ بد دل و بد خواه كور باد

 

هم ، ماورای حد تصور كمالشان 
هم ، ماسوای ذهن و تخیل جلالشان

 

آنجا كه سوخت بال و پر آسمانیان
بام نخستِ پر زدن و اوج بالشان

 

باید كه درس زندگی آموخت تا ابد
از بوریای كهنه و ظرف سفالشان

 

در جام كوزه روشنی خمّ سلسبیل
كوثر شراب خانگی لایزالشان

 

كی می توان به واسطه‌ی این مثالها
پرواز كرد تا افق بی مثالشان

 

آئینه‌ی ظهور صفات خدا شدند
یاسین و نور شدند هل أتی شدند

 

بر شانه های عرش خدا خانه داشتند
نه نه ، كه عرش را به روی شانه داشتند

 

این ساکنان عرش خدا از همان ازل

چشمی به چند روزه‌ی دنیا نداشتند

 

هر چند داشت سفره شان نان خشكِ جو
اما همیشه خویِ كریمانه داشتند

 

سرشار از عشق و عاطفه و نور ِ معرفت
همواره لحظه های صمیمانه داشتند

 

گل داده بود باغِ بهشت امیدشان
یعنی چهار غنچه‌ی ریحانه داشتند

 

ما جرعه نوش چشمه‌ی جاریّ كوثریم
دلداده ایم ، شیعه‌ی زهرا و حیدریم






نوع مطلب : مدایح علوی، 
برچسب ها : شعر، شعر آیینی، حضرت زهرا، حضرت علی، ازدواج، ازدواج حضرت زهرا، شعر فاطمی، مدح،
جمعه 29 مهر 1390 :: نویسنده : سید محسن بنی فاطمی

به بهانه ی 23 ذیقعده ایام زیارت مخصوصه ی حضرت رضا صلوات الله علیه و بنا به نقلی شهادت آن حضرت .

آنان كه عاشقند به دنبال دلبرند

هر جا كه می روند تعلق نمی برند

پرواز می كنند به هر جا كه جلوه ای است

گاهی ملائكند و گاهی كبوترند

دل را به دست هر كس و نا كس نمی دهند

دلداده ی قدیمی آل پیمبرند

آنان كه عاشق علی و فاطمه شدند

مدیون خانواده ی موسی بن جعفرند

ما عاشقیم ، عاشق زهرا و حیدریم

ما شیعیان كشور موسی بن جعفریم

***********

آدم بدون مهر تو انسان نمی شود

سلمان بدون عشق مسلمان نمی شود

آن گردنی كه تیغ تو را بوسه می زند

سوگند می خوریم پشیمان نمی شود

باید هزار قرن حكومت كنی مرا

سلطان چند روزه كه سلطان نمی شود

تو خوب جایی آمده ای سروری كنی

هر رعیتی كه رعیت ایران نمی شود

تو هشتمین پیمبر قرآنی منی

حق خدا و حق مسلمانی منی

***********

زائر شدم نسیم ، صدای مرا گرفت

از دستم التماس دعای مرا گرفت

یك شب ،كناره پنجره فولاد مادرم

آن قدر گریه كرد شفای مرا گرفت

یك پارچه ای گره زد و تا سالهای بعد

سهمیه ی امام رضای مرا گرفت

صحن تو ، آسمان تو ، گنبد طلای تو

حتی مجال كرب و بلای مرا گرفت

ایمان نداشتم كه ضمانت كنی مرا

تا اینكه آهو آمد و جای مرا گرفت

ای دستگیر صبح قیامت ! سرم فدات

هم خانواده ، هم پدر و مادرم فدات  





نوع مطلب : مدایح علوی، 
برچسب ها : مدح، مدیحه، شعر، شعر آیینی، شعر رضوی، امام رضا،


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید محسن بنی فاطمی
نظرسنجی
نظر شما نسبت به مطالب وبلاگ چیست ؟








جستجو

http://sukhtegane-vesal.blogfa.com/



آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد تقویم

« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools

                    
 
 

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین